شیرین عبادی در روز سهشنبه (۱۵ ژوئن) طی مراسمی در پارلمان اتریش جایزه فلیکس آرماکورا، نشان دفاع از حقوق بشر کشور اتریش را دریافت کرد. خانم عبادی در سخنرانی خود در مراسم اهدای جايزه وضعيت غم انگيز حقوق بشر در ايران راتشريح کرد. متن سخنرانی خانم عبادی به شرح زیر است:
عالی جنابان- خانم ها و آقایان
جایزه ارما کو را را با افتخار قبول میکنم. بی شک اعطای آن توان بیشتری به من خواهد بخشید که بتوانم به فعالیتهای حقوق بشری خود ادامه دهم. این جایزه را من اهداء میکنم به یکیاز شجاع ترین زنان ایران، فعال شناخته شده حقوق بشری و همکار ارجمندم، خانم نرگس محمدی که در روز دهم جون ساعت ۱۲ بعد از نیمه شب مأمورین امنیتی او را در مقابل چشمان اشک بار پسر و دختر دو قلوی سه ساله اش بازداشت و از منزل به زندان منتقل نمودند. بازپرس طینامه ای به مأمورین امنیتی اجازه داده بود که به منزل این خانم وارد شوند، همه جا را تفتیش کنند و در صورت لزوم و ضرورت او را بازداشت کنند و به عبارت دیگر قاضی پرونده به مأمورین امنیتی اجازه داده بود که اگر دلشان خواست و ضروری دانستند خانم نرگس محمدی را بازداشت کنند. چنین شیوه ای مخالف قوانین داخلیایران است و متاسفانه خاص یک یا چند نفر هم نیست، مدتهاست که قوه قضائیه استقلال خود را از دست داده و آلت دست بازجویان امنیتی شده است. دادگاهها هر آنچه که بازجویان امنیتی دستور بدهند اطاعت میکنند و بدین سان است که میبینیم در یک سال گذشته بیش از سیهزار نفر دستگیر شده اند. تعداد کثیری از آنان بعد از مدتیبا وثیقههای سنگین موقتا از زندان آزاد شدند. اغلب کسانیکه آزاد شده اند از بیم حبسهای طویل المدت و بازداشت وثیقه هائی که تودیع کرده اند، مجبور به سکوت و خانه نشینی شده اند، یعنی در حقیقت از زندانی کوچک تر به زندانی بزرگتر منتقل شده اند، بدون آن که آزادی به معنای واقعی کلمه را احساس کنند.
و اما کسانیکه در زندان باقیماندند- متاسفانه چند نفر در زندان و تحت شکنجه به قتل رسیدند. چند نفر نیز ادعا کرده اند که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند و برای بقیه حبس های طویل المدت تعیین شده است. اتهام واقعی همه آنها تردید در صحت انتخابات ریاست جمهوری و شرکت در راه پیمائی مسالمت آمیزی بود که طبق قانون اساسیمجاز شمرده شده است، ولیدادستان همه زندانیان را به اقدام علیه امنیت ملیو تبانی برای براندازی رژیم متهم ساخت.
تعداد واقعیزندانیان سیاسی در ایران، مشخص نیست زیرا نه تنها حکومت حاضر به ارائه آمار نمی باشد بلکه خانوادهها را هم تحت فشار قرار داده است تا اطلاعاتی در این خصوص منتشر نسازند اما طبق اخبار کاملا موثق هم اکنون بیش از ۸۰۰ نفر زندانی سیاسی در ایران وجود دارد که در بین آنها، خبرنگاران، وکلاء دادگستری، مدافعان حقوق بشر، فعالین حقوق زن، برخیاز اعضاء احزاب سیاسی و تعدادی بهائی و مسیحیبه چشم میخورد.
زندانیان سیاسی از حقوقی که یک زندانی و مجرم عادی دارد محروم هستند. هیچ یک از زندانیان سیاسی قبل از خاتمه تحقیقات که گاه حتی یک سال نیز به درازا میکشد نمی توانند با وکیل خود ملاقات کنند و فقط زمانیکه پرونده تکمیل و به دادگاه ارسال شد حق ملاقات با وکیل به آنها داده میشود.
در یک سال گذشته طبق اعلام رسمیحکومت هشت زندانی سیاسی اعدام شده اند. اعدام شدگان اکثرا از اقلیت های قومی ایران بودند. دادستان آنها را به تجزیه طلبی متهم کرده بود. پرونده سه نفر از آنها هنوز تکمیل نشده و آخرین مراحل قضائی را طینکرده بود. جنازه پنج نفر که در روز ۲۹ اردیبهشت ماه اعدام شدند به بستگانشان تحویل داده نشد. آنها را مخفیانه دفن کردند و مأمورین حکومتی از دادن نشانی دفن به خانوادهها امتنًاع کردند.
تمامی آنچه که گفتم قسمتیاز وقایعی بود که در یک سال گذشته در ایران اتفاق افتاد .
مقامات ارشد دولتی بارها در مجامع بین المللی اعلام کردند که ایران آزادترین کشور دنیا است و در ایران هیچ کس به جرم بیان عقیده در زندان نیست- در حالیکه طبق گزارش سازمان گزارش گران بدون مرز ایران با داشتن حد اقل ۴۰ خبر نگار و وب نگار در زندان سومین زندان بزرگ جهان برای خبر نگاران است- هم چنین لازم است یاد آور شوم که طبق قانون مطبوعات ایران انتقاد از اصول قانون اساسیدر نشریات ممنوع بوده و باعث تعطیلی نشریه خواهد شد.
مردم ا یران در یک سال گذشته فقط گلوله و زندان را تجربه نکردند بلکه خوشبختانه شاهد تولد جنبش دمکراتیک ایران نیز بودند. این جنبش که نام دیگر آن جنبش سبز است به صورت افقی و شبکه ای گسترش یافته و فعالیت میکند. در قبال خشونتهای روز افزون دولتی مردم ایران ضمن استقامت و تعقیب خواستهای خود به هیچ وجه حاضر نشده اند دست به خشونت زنند. این جنبش ایدئولوژیک نیست و افراد با گرایشهای مختلف سیاسی در درون آن جای دارند. خواسته این جنبش کاملا مشخص و واضح است، دموکراسی و حقوق بشر. اما استراتژی آن مشخص نیست زیرا این جنبش ساختار یک حزب سیاسی را ندارد که یک یا چند رهبر تصمیم گرفته و بقیه اجراء کنند بلکه تصمیمات توسط شبکههای موجود در آن اتخاذ میگردد. به عقیده من، با توجه به ساختار سیاسی و عملکرد حکومت ایران، چنین شیوه ای مناسبترین روش است زیرا دولت به خوبیمیداند که با اعدام یا دستگیری یک یا چند نفر جنبش تمام نخواهد شد و مردم به راه خود ادامه خواهند داد و شاید به همین دلیل است که آقایان موسوی و کروبی نیز تا کنون دستگیر و ترور نشده اند زیرا این عمل فقط باعث عصبانیت بیشتر مردم شده و هرگز جنبش تمام نخواهد شد.
نقش زنان در این جنبش انکار ناپذیر است. در فیلمها و عکس هایی که از تظاهرات مردمی گرفته شده است حضور زنان چشمگیر است حتی یک زن یعنی ندا سنبل این جنبش است. ندا در زبان فارسیبه معنای صدا میباشد و صدای جنبش دمکراتیک ایران یک زن است و روزی نه چندان دور، دموکراسی با دستان زنان ایرانی به ایران آورده خواهد شد. ما همه در انتظار آن روز هستیم.