بر اساس ماده سوم اعلامیه ی جهانی حقوق بشر " هر کس حق زندگی، آزادی و امنیت فردی دارد."



اما حق حیات که در این ماده به آن اشاره شده به چه معنی است؟ و چه فرد یا افرادی در قبال آن مسوولیت دارند؟



پرهیز از ستاندن جان افراد!



در ساده ترین شکل آن، حق حیات به معنی آن است که دولت/حکومت ها نمی توانند جان شهروندان خود را بگیرند، مگر در شرایط بسیار استثنایی و ضروری مثلا در راستای حمایت دیگران در برابر خشونت و یا به منظور پایان دادن یک شورش.



در مورد حکم اعدام نیز، میثاق حقوق مدنی و سیاسی تاکید می کند در کشورهایی که اجرای حکم اعدام همچنان پابرجاست، صدور این حکم تنها باید در مورد جرایم بسیار بزرگ و مطابق با قوانین جاری صادر شود.



وظیفه حمایت از جان افراد!



علاوه بر وظیفه ی عدم ستاندن جان افراد، دولت/ حکومت ها وظیفه دارند که از جان افراد در برابر هرگونه خطری محافظت کنند. برای مثال با تصویب قوانین کارآمد کیفری و مکانیزم های موثر مجازات مانع از بروز جرایم خشن شوند. همچنین نیروهای پلیس نیز وظیفه ی حمایت از افرادی را دارند که ممکن است جان آنها در معرض خطر قرار گرفته باشد.



وظیفه تحقیق در مورد مرگ!



اگر فردی که در اختیار دولت/حکومت قرار دارد _ مانند بازداشتگاهها، زندان ها و یا بیمارستانها_ جان خود را از دست دهد، دولت/ حکومت وظیفه دارد که در مورد علت مرگ وی تحقیقات جامع و کاملی را به انجام رساند تا علت مرگ مشخص شود و افرادی که در این موضوع دخالت داشته اند را محاکمه کند. در واقع یکی از مهمترین دستاوردهای این کار، شناسایی ناکارآمدی ها و جلوگیری از تکرار چنین فجایعی است.



حق بنیادی بشر!



در واقع حق حیات سنگ بنادی دیگر حقوق ما قلمداد می شود و به عنوان یکی از حقوق بنیادی بشر به شمار می آید. بدون حق حیات نمی توان از حقوق دیگر بهره مند شد. فقط تصور کنید در جامعه ای که جان افراد تضمین نشده است و هر لحظه امکان قتل آنها از سوی حکومت و یا افراد دیگر وجود دارد چگونه می توان از حق اشتغال، ازدواج، مسکن، بهداشت و دیگر حقوق صحبت کرد.