logo_kanoon


اعتصاب غذایت را بشکن
سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۱ - ۳۰ اکتبر ۲۰۱۲

مهناز پراکند (وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر)

mahnaz_parakand3.jpg
نسرین جان دوست نازنینم، همکار مقاوم، صبور و فداکارم؛ کیست که نداند ایمان تو به احقاق حق و حاکمیت قانون فراتر از انجام وظیفه ای ساده بوده و هست. وکیلی که روزگاری صدای ستمدیدگان و قربانیان بی عدالتی و نقض قانون بوده است، حال خود بیش از دو سال است که اسیر و قربانی بی عدالتی است. او بیش از دو سال است که از ابتدائی ترین حقوق یک زندانی محروم است و حتی همسر و فرزندش از تهدیدات و محرومیت ها در امان نیستند. حداقل بر من که افتخار دفاع از تو را بعهده داشتم، پوشیده نیست که دادسرا و دادگاه دست در دست مأموران وزارت اطلاعات داده و از نخستین روزهای بازداشت، چه فشارهائی را بر تو و خانواده محترمت وارد کرده اند. هیچگاه فراموش نخواهم کرد که از همان روزهای نخست بازداشت، با غم بزرگ از دست دادن پدر و عدم اجازه حضور در مراسم سوگواری و بر سر مزارش مواجه شدی. خشم و کینه فراهانی ومحمودی- مأموران امنیتی که برای محکوم شدنت از هیچ تلاشی فروگذار نکردند- و دادیار فراهانی و قاضی پیرعباس، داغ عزاداری برای پدر بزرگوارت را برای همیشه در دلت باقی گذاشت. شخصآ شاهد برخوردهای ناجوانمردانه ستاری، مدیر دفتر و پیرعباس، قاضی شعبه 26 دادگاه انقلاب باهمسر وفادار، خواهر دلسوز و برادر مهربانت بودم. دوست نازنینم، بخاطر می آورم روزی را که به همراه آقای سلطانی برای دیدنت به زندان آمده بودیم. بقدری ضعیف شده بودی که در نگاه اول تو را نشناختم، چرا که در آن روزها نیز در اعتصاب غذا بسر می بردی و بخاطر اعتصاب غذا و بودن در انفرادی وزن زیادی کم کرده بودی. هرچند از نظر جسمی خیلی ضعیف شده بودی اما بلحاظ روحی در شرایطی بسیار عالی قرار داشتی. در آن روزها نیز همچون امروز همه نگران سلامتی تو بودند و پیام می دادند که اعتصابت را بشکنی. ما نیز برای تو پیام آور بسیاری از دوستان بودیم و خواهش کردیم که اعتصابت را بشکنی و تو با همان متانت و ادب همیشگی از همه دوستان و علاقمندانت تشکر و اعلام کردی که تا وصول به خواسته های به حق خود به اعتصاب غذا ادامه خواهی داد. بر حرف خود بودی حتی دو جلسه از جلسات دادگاهت را با دهانی بسته و تنی خسته اما با روحیه ای عالی سپری کردی و خوشحالم که نهایتآ بنا به درخواست مکرر ما و همسر فداکار و صبورت راضی به شکستن اعتصاب غذایت شدی.
این بار نیز اگر چه سعادت دیدار تو را ندارم و نمی توانم از نزدیک با تو به گفت و گو نشینم اما دل و جان من پیش شماست و برای سلامتی و آزادی شما می تپد. نسرین جان از تو در خواست می کنم بیش از این وجود نازنینت را آزرده نکن و سلامتیت را به خطر نینداز. گوهر وجودت را برای فرزندانت و برای آینده کشورعزیزمان ایران سالم و قوی نگه دار. دخترت مهراوه و پسرت نیما چشم انتظار و نگران تو هستند. نسرین جان لطفآ اعتصاب غذایت را بشکن، سالم، قوی ونیرومند بمان.



برگرفته از: جرس

send page email page     print version print


                   


کانون مدافعان حقوق بشر
عضو فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر