logo_kanoon


کم حقوقی و بی حقوقی
تحمل ناپذیر آموزگاران
جمعه ۳۱ شهريور ۱۳۹۱ - ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۲

فرخ نگهدار

negahdar.jpg
امروز اول مهرماه است. بیش از ۱۳ میلیون دانش آموز و حدود یک میلیون آموزگار روز شنبه راهی مدارس هستند که سال تحصیلی تازه ای را آغاز کنند.
بنا به دعوت خانم شیرین عبادی و با حمایت و همکاری گروه هایی از مدافعان حقوق بشر و بسیاری از فعالان مدنی از اول مهرماه، روز گشایش مدارس، تا روز ۱۴ مهرماه (۵ اکتبر) که روز جهانی معلم است کمپین «حمایت از معلمین دربند» جریان خواهد داشت. پیوستن به این ابتکار اقدام شایسته ایست که صدای گروه های اجتماعی با دسترسی کمتر به رسانه ها را بهتر بازتاب می دهد و کمک می کند که مسایل و مشکلات گسترده ترین و خدمت گزارترین گروه شغلی در کشور ما بهتر دیده و شنیده شود. اقدام خانم عبادی و گروه های مدافع حقوق شهروندان شایسته تقدیر همگانی است.
علیرغم این که آموزگاران بزرگترین گروه صنفی جامعه ما هستند، علیرغم این که آموزگاران از کم درآمدترین و خدمت گزارترین گروه های شغلی جامعه اند، نه صدای آنان و نه مطالبات و مشکلات آنان آنچنان که باید رسا نیست.
گزارش ضمیمه، که در روزهای اخیر پیرامون وضعیت معلمان در بند انتشار یافته، حقایق تلخی را بازگو می کند که تا کنون کمتر مورد توجه مدافعان حقوق بشر و فعالان مدنی بوده است. گزارش به حدود ۴۰ مورد بازداشت و زندان معلمان اشاره می کند. اما همین ۴۰ مورد هم حقایق تکان دهنده ای از آنچه که در دل جامعه می گذرد را در معرض توجه قرار می دهد. عمده ترین این نکات را در موارد می توان برجسته دید.
● دستگاه های حاکمه جمهوری اسلامی ایران در موارد متعدد عنایتی به قوانین مصوب و اساسی ندارند و خودسرانه عمل می کنند. از جمله تعداد قابل ملاحظه ای از معلمان زندانی به «جرم» تلاش برای پایه گذاری «تشکل صنفی» مورد بازداشت قرار گرفته و حتی محکوم شده اند. نمونه بازداشت معلمین در یزد ثابت می کند که عوامل حکومت حقوق مسلم همگان، از جمله معلمین، برای برخورداری از حمایت قانون اساسی (اصل ۲۶) را آشکارا نادیده گرفته و گروه بزرگی از معلمین را به خاطر تلاش برای کانون صنفی معلمان مورد سرکوب قرار داده اند.
● فشار بر معلمین در مناطقی که زبان محاوره مردم فارسی نیست به مراتب بیش از مناطق دیگر است. حتی در سال های قبل از انقلاب نیز وضع همین بود. معلمان بسیاری مورد پیگرد دستگاه های امنیتی قرار گرفتند. امروز نیز وجدان های بیدار یقین دارند که هرگاه فرزاد کمانگر فارس بود این چنین سنگدلانه اعدام نمی شد. سهمی که شمار معلمان آذری، عرب، کرد و بلوچ در میان معلمان بازداشت شده یا بازخواست شده ی ایران در سه ساله اخیر داشته اند به مراتب بیش از شمار آنان در میان کل معلمان ایران است. شایسته است در دوره های آتی فشار بر حکومت برای توقف این نوع ستم گری مورد توجه بیشتر فعالان مدنی قرار گیرد.
● گزارش نشان می دهد که معلمان بازداشتی عموما مرد هستند و جز موارد معدود معلمان زن مورد تعرض نبوده اند. احتمالا این تصویر با واقعیت زاویه دارد. احتمالا فاکت های بدست آمده متوازن نبوده اند. در سال های گذشته گزارش های متعدد تعرض به آموزگاران زن به خاطر حجاب، به خاطر عدم مراعات تذکرهای غیرقانونی و خودسرانه مسوولین و به خاطر ترویج حقوق زنان در میان دختران وجود داشته است. در اوایل انقلاب هزاران معلم زن به همین بهانه ها از کار اخراج و پاکسازی شدند. برای دوره های آتی ایکاش فعالین حقوق بشر، به خصوص فعالین حقوق زنان، این گونه خودسری ها علیه معلمین زن را مورد توجه بیشتر قرار دهند.
● سالی که پیش روست از سخت ترین سال ها پس از پایان جنگ است. تورم بیسابقه و افت قدرت خرید شهروندان به حدی است که حتی طبقات با در‍ آمد متوسط را هم بشدت زیر فشار قرار داده است. در این میان آموزگاران قشری هستند که همچون کارگران در موسسات تولیدی، بیشترین صدمه را می بینند. سخت شدن گذران زندگی برای معلمان طبیعتا اعتراض های بیشتری را محتمل خواهد کرد. این تورم اساسا ریشه سیاسی دارد و از تقابل ناضرور با جامعه جهانی و تحمیل سنگین ترین تحریم ها تاثیر پذیرفته است. حکومت حق ندارد و نباید بهای سیاست های نادرست خود را بر دوش طبقات زحمتکش انتقال دهد. مقاومت در برابر تحمیل هزینه سیاست های نادرست بر دوش زحمتکشان مقاومتی برحق است. همبستگی اقشار اجتماعی آسیب پذیر، نه تنها مانع انتقال هزینه ها بر دوش زحمتکشان است، بلکه حکومت را نیز به تجدید نظر در سیاست های نادرست فرا می خواند.



برگرفته از: جرس

send page email page     print version print


                   


کانون مدافعان حقوق بشر
عضو فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر