logo_kanoon


محمد شریف از چگونگی اخراجش از دانشگاه می گوید
چهار شنبه ۱۴ تير ۱۳۹۱ - ۰۴ ژوييه ۲۰۱۲

mohammd_sharif.jpg
«بازتاب»، سرویس جامعه؛ در ادامه گزارش قبلی "بازتاب" در خصوص شروع روند جدید بازنشستگی اساتید در دانشگاه های تهران و صحبت های عنوان نشده برخی از اساتید علامه ظرف دو سه سال گذشته، این بار پای ناگفته های محمد شریف نشستیم که سال گذشته اخراج شده و می گوید:«حکم اخراجم را دانشجویم امضا کرد که دو بار نمره قبولی به او نداده بودم!»
پیگیری های تکمیلی خبرنگار بازتاب نشان می دهد این روند فراتر از سه چهار استاد برجسته است و شامل تعداد زیادی از اساتید در دانشکده های مختلف دانشگاه علامه می شود که هر یک به نحوی و یا بهانه ای با مقوله بازنشستگی اجباری، اخراج، گرفته شدن دروس و ممنوعیت از تدریس مواجه شده اند واین امور به انحای مختلف به اجرا درآمده و تقریبا دانشکده ای در این میان از قلم نیفتاده است.
نکته عجیب در این میان آنجاست که اساتیدی بی ارتباط با رشته ها، با سابقه های بسیار کم و یا بدون سابقه در تدریس و حتی در حالی که به تازگی مشغول تحصیل در مقطع دکترا شده اند، جذب هیئت علمی و جایگزین این اساتید مجرب، باسواد و برجسته شده اند تا در تاریخ ثبت شوند.
از سوی دیگر گویی دانشکده حقوق دانشگاه علامه بیشترین اساتید قربانی را در این میان داشته که تاکنون هم شکایت ها و اعتراضات آنان به جایی نرسیده است و این گونه که اساتید مطرح می کنند، تقریبا محال است به نتیجه ای مثبت دست یابند.
این بار به سراغ "محمد شریف" استاد برجسته حقوق و متخصص در حوزه حقوق عمومی و بین الملل رفتیم. استادی که تعداد زیاد کتب، تالیفات، ترجمه ها و انتشار ده ها عنوان مقاله و پژوهش در نشریات معتبر علمی؛ پژوهشی دنیا، از وی شخصیتی شناخته شده ساخته است. در واقع خودش معتقد است همه این موارد شاخصه های لازم برای تدریس یک استاد است.
وی می گوید، زمانی که وارد هیئت علمی شده، گروهی میزان برجستگی علمی استاد را تعیین می کردند و به برخی استادان دارای مدرک کارشناسی ارشد اجازه ورود و حضور در هیئت علمی می دادند. شریف هم با توجه به اینکه نفر هشتم کل کشور بوده و دانشجوی ممتاز کارشناسی ارشد شناخته شد، بلافاصله هم دکترا قبول شد، و با ارائه ترجمه ها و مقالات علمی زیاد توانست عضو هیئت علمی دانشکده شود و با این مدرک سالها تدریس کند.
رساله دکترای وی نتیجه حدود یک دهه آزمایش و تجربه بوده که مورد توجه محافل مختلف علمی قرار گرفته است.
وی در فروردین ماه 90 از دانشکده حقوق دانشگاه علامه اخراج شد و تاکنون اعتراضات او به نتیجه ای نرسیده است. دکتر شریف مراحل گزینش را طی کرده و به مدت 9 سال نیروی رسمی آزمایشی بود و طبق مقررات با توجه به سوابق، نیروی رسمی قطعی محسوب می شده و بر این اساس اخراج وی میسر نبوده است.اما با وجود تمامی این سوابق با دلیلی شگفت انگیز مهر اخراج بر حکم او ثبت شده است.
وی در تشریح روند اخراج خود می گوید: پیش از صدور حکم، چندین بار احضار می شدم و به سوالات مختلف پاسخ می دادم. پس از آن، ابتدا دروسم را از من گرفتند و در آخرین ترمی که در نیم فصل دوم در دانشکده حضور داشتم، دیگر درسی به من ارائه نشد. پس از تعطیلات عید نوروز که به دانشگاه مراجعه کردم، حکم اخراجم را به من دادند و حتی به بازنشستگی هم قناعت نکردند".
محمد شریف ادامه می دهد:"در کمال تاسف حکم من توسط دانشجویی که خود به عنوان مدیر اداری دانشگاه هم فعالیت می کرد، به امضا رسیده بود که در دو مرحله از دروس من نمره قبولی دریافت نکرده بود و البته من او را در حد تصمیم گیری در امر اخراجم نمی دانم و تصمیم مربوط به فردی بالاتراز او بود".
وی تاکید می کند، یکی از افتخارات من این است که در طول دو ونیم دهه تدریس به هیچ انسان فاقد صلاحیت علمی، نمره قبولی ندادم.

این استاد حقوق بین الملل در مورد دو درس در مقطع ارشد با بیان ضرب المثل معروف ابتدا چاه را بکن سپس مناره را بدزد، عنوان می کند، "ظاهرا اینک مسئولان برعکس عمل کردند، زیرا برای اساسی ترین دروس هم استاد نداشتند. پس از آن از آنجا که من حقوق عمومی هم تدریس می کردم و مقالات متعددی در این زمینه داشتم، دو درسِ "حقوق ارتباطات" و "حقوق حرفه ای روزنامه نگاران" را جهت تدریس به من واگذار کردند. برای تدریس در دوره کارشناسی ارشد باید از قبل آمادگی ومطالعات قابل توجهی داشت تا هم بتوان دانشجوی این مقطع را به لحاظ علمی اقناع کرد و هم خود فرد تدریس کننده وجدان علمی آسوده ای پس از پایان تدریس داشته باشد. این مسئله باعث شد که نوشتن رساله دکترای من به تاخیر بیفتد و زمانی آماده شد که یک ماه و نیم به تاخیر افتاده بود".
همین امر زمینه لازم برای برخورد را فراهم کرد. این در حالی است که دردانشگاه علامه حدود 40 نفر دانشجوی دکترا حضور دارند که بعضا بین 3 الی 4 سال در دفاع از رساله دکترا تاخیر داشتند. "به من تنها با یک و نیم ماه تاخیر،اجازه دفاع ندادند. در دوره ای که من حضور داشتم،4 دانشجوی دیگر هم بودند. از میان این 4 نفر تنها کسی که پیش دفاع را انجام داده بود، من بودم. در واقع زمانی که پیش دفاع انجام می شود، به اصطلاح، جلسه دفاع، جلسه ای تشریفاتی است و هیئت داوران بر اساس همان پیش دفاع تشخیص می دهند که این رساله قابل دفاع است یا خیر.از سویی دیگر، هیئت داوران در مورد موضوع رساله من پیش زمینه قبلی نداشت، زیرا دیدگاهی نو بود. اما به هر حال درهمین وضعیت مرا از انجام تشریفات دفاع محروم کردند".
از 3 نفر دیگر که همزمان با دکتر شریف زمان دفاع از رساله شان بود، یک نفر خواهرزاده آقای م. رئیس ... بود که بدون هیچ دلیلی به عنوان نخستین فرد بلافاصله دفاع کرد. یک نفر دیگر با همین شرایط دفاع کرد. نفر سوم هم خانم خانه داری بود که از قضا تا مدتها نتوانست به دلیل مشکلات، دفاع کند و پس از آن با دردسرهای فراوان و با لابی یکی از مسئولان دولتی توانست دفاع کند. از این سو هم کسانی که 3 سال برای دفاع از رساله خود تاخیر داشتند، همه توانستند دفاع کنند. این تبعیض ها در حالی شکل گرفت که به گفته دکتر شریف، همه می دانستند علت تاخیر دفاعش، 15 جلسه تدریس در رشته ای جدید با دروس جدید در مقطع ارشد بود که کار آماده وی را به تاخیر انداخت.
دکتر شریف در مورد اقدامی که پس از اخراج انجام داد،عنوان می کند:"پس از آن من به دیوان عدالت اداری و بخشی در وزارت علوم شکایت کردم که متاسفانه آقای منتظری در دیوان تاکنون هیچ رسیدگی ای به این پرونده نداشته است".
گروه حقوق بین الملل دانشکده حقوق نیز در دو مصوبه تایید کرد که علت تاخیر دکتر شریف در دفاع، ارائه و تدریس دو درس برای نخستین بار در ایران توسط وی بوده است که ناچار شده تمام وقت خود را بر روی این تدریس بگذارد. اما این مسئله مورد پذیرش قرار نگرفت و باعث شد هم اجازه دفاع به وی ندهند و هم از دانشگاه اخراج شود.
وی معتقد است، زمانی که انسان های کوچک برای تصمیم گیری در خصوص افرادی که ادعای علمی دارند، گماشته می شوند، وضعیت از این بهتر نمی شود و تلاش می کنند شخصیت های علمی را همانند خودشان کوچک کنند، زمانی هم که موفق به این امر نمی شوند، انتقام می گیرند. "حداقل این است که من در کلاس هایی که خودم تدریس می کردم، مدعی بوده ام. مصداق این حرف من هم نظرسنجی هاییست که در طول سالیان، در دانشکده انجام می شده است که در این میان همیشه نفر اول و دوم بوده ام.اساسا مسائلی که در مورد من مطرح می شود، مصداقی در واقعیت ندارد".
این استاد حقوق بین الملل، خاطر نشان می کند: "نکته دیگر اینکه در خصوص مطرح کردن مسائل بین المللی در سخنرانی ها و تدریس، موضع شخصی بنده با موضع نظام یکسان است و منافع ملی را در نظر گرفته ام. حتی نمی توان گفت که بر اساس خلاف این موضوع، چنین اتفاقی را برای من به وجود آوردند". وی عنوان می کند، شاید بهانه این بوده که مثلا شریف درس حقوق اساسی را که کلاس های بسیار شلوغی هم داشت و از سایر دانشگاه ها هم برای شرکت در مباحث این کلاس حضور پیدا می کردند، آن گونه که آنها می خواهند، تدریس نمی کند و مشخص است که با سلیقه آقایان پیش نمی روم و بحث علمی خودم را مطرح می کنم. با این وجود می توان گفت مشکلشان این بوده که من این درس را مطابق میل آقایان تدریس نمی کردم، پس به چه دلیل سایر دروس من از جمله حقوق بین الملل را که همان مواضع نظام جمهوری اسلامی را بیان می کردم، از من گرفتند؟ برای آن دروس که دیگر چنین عذری وارد نبود.
دکتر شریف معتقد است صلاحیت استادی که در مقاطع مختلف تحصیلات تکمیلی،کارشناسی ارشد و دکترا تدریس می کند، با سن و طول مدت خدمت و ازاین قبیل ملاکها سنجیده نمی شود. "
در واقع شکوفایی علمی معیار تایید صلاحیت یک استاد برای تدریس در آموزش عالی یک کشور است. برای رد صلاحیت یک استاد نیز یک معیاروجود دارد و آن هم رکود علمی است.معیارهای این رکود علمی هم بر این اساس است که فلان استاد در طول چندین سال فعالیت علمی و تدریس، چند مقاله علمی پژوهشی و علمی ترویجی نوشته و در نشریات طبقه بندی شده وزارت علوم به چاپ رسانده است.چندین ترجمه یا تالیف کتاب داشته است. اینها دلایل تایید صلاحیت علمی یک استاد است.
برعکس این قضیه نیز صادق است و ممکن است استادی با استخدام رسمی چندین ساله در دانشگاه، شکوفایی علمی از خود بروز ندهد و فعالیت درست علمی نداشته باشد و این است که می تواند قابلیت طرح عدم صلاحیت علمی را داشته باشد".
با تمام این تفاسیر وی اخراج خود از دانشگاه علامه را کاملا غیرقانونی می داند. وی با اظهار تاسف از اینکه حتی استاد خودش را که "رئیس کمیسیون حقوق بین الملل سازمان ملل متحد" و "مشاور وزارت امور خارجه"بوده و شخصیت ارزنده علمی دارد، به اجبار بازنشسته کرده اند، چون سنوات علمی او به سی سال رسیده، عنوان می کند، این اتفاق حیرت انگیز است و در هیچ جای دنیا با چنین شخصیتی این گونه برخورد نمی شود که با وی این گونه برخورد صورت گرفته و دانشگاه به یک باره از وجود چنین فردی خالی شده است. در واقع ایشان علاوه بر تدریس در دانشکده حقوق دانشگاه تهران، این سمت ها را نیز داشته است.
این استاد حقوق بین الملل می افزاید:" این دلیل نمی شود که چون 30 سال به پایان رسیده است، او باید بازنشسته شود، زمانی که او هنوز به میزان بالایی شکوفایی علمی دارد و انگیزه های مالی هم به هیچ عنوان مطرح نمی شود و فقط همان حقوق انتهای ماه را دریافت می کند، چرا نباید همچنان دانشجو را از وجود چنین استادی بهره مند کرد. در حالی که همین استاد با این میزان از درجه علمی می توانسته با مدرک کارشناسی در یکی ازپردرآمد ترین شغل ها یعنی وکالت، مشغول به کار شود، به جای آنکه این همه مشغول تالیف کتب و نوشتن مقاله و پژوهش و تدریس شود".
وی با بیان مثالی از خودش در این زمینه می گوید:" سعی کردم بعد از اخراج از پروانه وکالتم استفاده کنم و در این زمینه مشغول شوم اما واقعا نمی توانم این کار را انجام دهم وآن را رها کردم. در واقع عشق استاد به تدریس است که او را به اینجا می کشاند. من 25 سال تمام با حقوق انتهای ماه زندگی کردم و به یک باره این حقوق قطع شد. اکنون هم درهیچ جا تدریس نمی کنم".
و این است سرنوشت تلخ برخی اساتید مجرب این سرزمین. دکتر محمد شریف استادی است که علاوه بر تجارب ارزنده علمی در مدارج بالا، به دلیل حضور و عملکرد داوطلبانه در جبهه ، تقدیرنامه دریافت کرده است و گویی برخی که در این کشور بیشترین رنج را دیده و ازخودگذشتگی کرده باشد، کمترین جایگاه را برایش قائل می شوند و این است مزد تلاشگران صادق، با توانایی علمی بالا در این مرز و بوم. به راستی باید اظهار تاسف کرد که گاه افرادی که نه درجه علمی بالایی دارند و نه تجربه و شناخت، روز به روز به راحتی مراتب بالاتری دراین سرزمین پیدا می کنند.



برگرفته از: بازتاب

send page email page     print version print


                   


کانون مدافعان حقوق بشر
عضو فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر