logo_kanoon


نرگس محمدی
به دادستان تهران نامه نوشت
شنبه ۳ تير ۱۳۹۱ - ۲۳ ژوين ۲۰۱۲

narges_mohammadi2.jpg
"نرگس محمدی"، عضو شورای عالی نظارت کانون مدافعان حقوق بشر با ارسال نامه ای به عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران به شرح چگونگی بازداشت خود و سپس انتقال به زندان زنجان پرداخت. او همچنین در این نامه با توجه به بیماری اش، مسئولیت هر اتفاقی را در آینده متوجه مسئولین دانسته است.
نرگس محمدی پس از آنکه در خرداد ماه 1389 بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل شد، به بیماری "فلج عضلانی" مبتلا و همین مسأله موجب آزادی او شد.
پیش از انتشار این نامه، خانواده نرگس محمدی از احتمال تشدید و گسترش بیماری او در فضای نامناسب و ضرورت دور نگاه داشتن این بیمار از چنین فضاهایی از سوی پزشکان خبر داده بودند.
خانم محمدی روز شنبه سیزدهم خرداد ماه 1391 در حالی برای انجام ملاقات با خانواده خود به اتاق ملاقات برده شد که او بر روی یک صندلی نشسته و توسط چهار نفر حمل می شد. نرگس محمدی در این ملافات گفته بود که فلج عضلانی اش تشدید شده و تنها دارویی که به او داده می شود، مسکنی است که از طریق آمپول تزریق می شود. متن کامل نرگس محمدی به شرح زیر است:
به نام خدا
جناب آقای عباس جعفری دولت آبادی
دادستان محترم انقلاب تهران
به استحضارمی رساند این جانب نرگس محمدی دارای محکومیت 6سال حبس تعزیری هستم ودرتاریخ2/2/91توسط مامورین وزارت اطلاعات درمنزل بازداشت شدم.ازتاریخ 2/2/91تا27/2/91درسلول های بازداشتگاه 209امنیت زندان نگهداری شده ام البته به مدت کمتراز24ساعت به بندعمومی نسوان دراوین منتقل شده ودوباره به بازداشتگاه 209اوین بازگردانده شدم.طی این مدت 3بارخدمت حضرتعالی نامه نوشته ونسبت به نگهداری خودبه عنوان فردمحکوم دربازداشتگاه 209اوین اعتراض کرده وتقاضای مصرانه برای انتقال به بندعمومی نسوان راداشته ام.درتاریخ 19/2/91ملاقاتی باجناب آقای رشته احمدی داشته واصراربه انتقال به بندعمومی نسوان داشتم وحتی نامه ای مبنی برانتقال به بندعمومی نسوان را نیزبه اتفاق امضا نموده ودرخدمت ایشان قراردادم وهمواره تاکید داشته ام که نگهداری فردمحکوم در بازداشتگاه امنیتی خلاف قانون می باشد ومن باید براساس قانون به بندعمومی نسوان منتقل شوم.هرگزنه به طورشفاهی ونه کتبی درخواست انتقال به هیچ شهرستانی ازجمله زنجان رانداشته ام.ساعت 6صبح 27/2/91ماموران من راازخواب بیدارکرده وباچشم بندداخل ماشین نشاندند.بی خبرازهمه جادرطی مسافت طولانی متوجه شدم که ازتهران خارج می شوم ودردادسری زنجان متوجه شدم که وارد شهرزنجان شده ام.
ادعاشده که نرگس محمدی خود تقاضای انتقال به زندان زنجان نموده که کذب محض است، ادعاشده که من به دلیل بیماری درخواست انتقال به شهرزنجان کرده ام که به این وسیله به عرض می رساند:
1- اینجانب نسبت به انتقال غیرقانونی خودبه بندجرایم عادی نسوان درزنجان به شدت معترضم ودرخواست می کنم هرچه سریعترنسبت به انتقال اینجانب به بندعمومی نسوان (محل نگهداری زنان بامحکومیت باجرایم غیرعادی دراوین)اقدام لازم مبذول فرمائید.
2- لازم به ذکراست که من درصحت وسلامت کامل درتاریخ20/3/89واردبازداشتگاه اوین شدم ودر10/4/89 بابیماری خطرناک اعصاب وروان آزاد و به بیمارستان منتقل شدم. پس ازمراقبت های متعدد پزشکی بامصرف روزانه 18قرص ازبیمارستان ترخیص شدم واکنون حداقل 11قرص روزانه استفاده می کنم که پس ازبازداشت اخیرم این تعدادقرص هم بیماری ام راکنترل نمی کند وبیماری ام شدت پیداکرده است.اکنون من درمیان بیش از50 زن قاتل، محکومان به اعدام(موادمخدر) و جرائم فساداخلاقی با بیماری های خطرناک وحتی زنان غیرمتعادل(به لحاظ روانی)هستم که اززمانی که واردبندشده ام تاکنون جزاضطراب وناآرامی وترس که لحظه به لحظه موجب تشدید بیماری ام می شوندچیزی ندیده ام.پرونده پزشکی ونظرپزشکان متخصص ومعالج بنده حکایت از این موضوع دارد که بیماری من باتشدیداضطراب رابطه ای مستقیم داردواین درحالی است که اززمان ورودبه این بندباشرایط وحشتناکی که قادربه نوشتن وتوصیف آن نیستم،دست به گریبانم.واردکردن چنین استرس هایی به من معادل خوراندن جام های زهرکشنده ای است که لحظه به لحظه به ازبین رفتن من کمک می کند.
مصرا و موکدااعلام می کنم که چنین رفتارواقدامی بامن درواقع مرگ تدریجی من است که مسئولیت آن با مسئولین است. مسئولان محترم که پرونده پزشکی من راکاملا دراختیاردارند آگاهند که نگهداری من در محیط پراضطراب زندان به ویژه بندجرائم عادی (قتل،اعدام،موادمخدرو...) شرایطی که بنابه مصالح عمومی جامعه ازگفتن آن سربازمی زنم، نوعی کشتن عمد است که مسئولیت مستقیم آن برعهده آنان می باشد.امیدوارم بنا نباشد که همچون شهادت هاله سحابی وهدی صابرکه گفته شد به علت گرمای هواواعتصاب غذابود! حادثه دیگری البته به ظاهرطبیعی رخ ندهد که به این ترتیب اعلام می کنم، نه تنهاطبیعی نخواهدبودبلکه تشدید بیماری یابروزهرحادثه ناگوار دیگری دراین شر ایط برای من کاملاعامدانه است.
3- منزل مسکونی من ومهم ترازهرچیزپزشکان معالج ومتخصص بنده (مغزواعصاب،اعصاب وروان،ریه،قلب،زنان) درتهران هستند واین درحالی است که به دلیل تحت معالجه ومراقبت بودن،حداقل هر2ماه یک بارمی بایست به پزشکانم مراجعه نمایم،چراکه سوابق پزشکی من دراختیارایشان است وتحت معالجه ومراقبت آن ها هستم وانتقال غیرقانونی من به زنجان این امکان راازمن سلب کرده که خسارت وعوارض آن برای من غیرقابل جبران است وچنین اقد امی،عملی غیرانسانی است.
4- علی وکیانا،فرزندان 5ساله ام درزنجان زندگی نمی کنندوبه ناچارهرهفته می بایست برای ملاقات بامادر،حداقل ساعت های طولانی مسافت زیادی راتازنجان طی کنند که این مسئله هم برای فرزندان کوچک من وهم خانم رحمانی(مادرهمسرم)امری دشواروشایددرگرمای تابستان وسرمای زمستان غیرممکن خواهدبود که فشارروحی وروانی شدیدی برای یک مادردرحبس است.
جناب آقای دادستان شرایط فوق به اضافه مسائلی که امیدوارم از نزدیک بتوانم باجنابعالی درمیان بگذارم،شرح حال یک مادرویک زن هموطن شماست که به امید عدالت می نویسد وچشم به راه است.امیدوارم دراسرع وقت شرایطی برای اعزام بنده نزدپزشکان معالجم فراهم آیدتابیش از این سلامتی ام راازدست ندهم وامکان ازادی من فراهم آید.
باسپاس فراوان
نرگس محمدی


send page email page     print version print


                   


کانون مدافعان حقوق بشر
عضو فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر