logo_kanoon


وضعیت در ایران
شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷ مارس ۲۰۰۹

tajik.jpg
عبدالرضا تاجیک روزنامه نگاری که 29 بهمن ماه 1387 به هنگام سفر به اسپانیا برای انجام سخنرانی، ممنوع الخروج و پاسپورت او توقیف شد، به دلیل نداشتن پاسپورت از سفری دیگر به ایتالیا برای انجام سخنرانی در سمینار بین المللی 2009 بلونیا باز ماند. قرار بود سخنرانی تاجیک در این سمینار که در روزهای 15 و 16 اسفند ماه برگزار شد، با عنوان توسعه ایرانی ارائه شود. از همین رو متنی از طرف عبدالرضا تاجیک در سمینار بین المللی 2009 بلونیا قرائت و به صورت هم زمان ترجمه شد. این متن به شرح زیر است:


برگزار کنندگان محترم سمینار بین المللی 2009 بلونیا
خانم ها و آقایان حاضر در سمینار
ابتدا لازم می دانم از برگزارکنندگان سمینار بین المللی بلونیا با عنوان «The strength» به جهت دعوت من سپاسگزاری کنم و برای سمینار آرزوی موفقیت کنم.
متأسفانه امکان حضور در جمع شما برای من حاصل نشد. پاسپورت من 29 بهمن ماه هنگامی که قصد داشتم به اسپانیا بروم، توقیف شد. قرار بود من در اسپانیا در سمیناری با عنوان «ایران: 30 سال پس از انقلاب» سخنرانی کنم. با ضبط پاسپورتم امکان سفر به اسپانیا و سخنرانی را از دست دادم. توقیف پاسپورت من تا به امروز ادامه دارد. فردی که در فرودگاه بین المللی امام خمینی تهران پاسپورت من را ضبط کرد، خود را مأمور نهاد ریاست جمهوری معرفی کرد. او هیچ دلیلی برای این کارش نداشت. توقیف پاسپورت من در حالی صورت گرفت که پلیس گذرنامه، مهر خروج از ایران را بر روی آن زده بود و من آماده سوار شدن در هواپیما بودم. البته این اولین مرتبه نیست که فعالان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حقوق بشری ایرانی برای خروج از کشور با مشکل مواجه می شوند. پیش از من نیز تعداد دیگری از فعالان سیاسی و اجتماعی ممنوع الخروج شده اند. ممنوع الخروج شدن تنها مشکل ما ایرانیان نیست.
هزینه های زندگی و تورم یکی از مشکل های بزرگ مردم در ایران به خصوص جوانان است. در کنار سختی تأمین هزینه های زندگی، مردم نگرانی های دیگری نیز دارند. آنان سختگیری هایی را در زندگی روزمره خود شاهد هستند. شغل، تحصیل و اندیشه آنان در معرض تهدید قرار دارد. در دانشگاه ها به بهانه های مختلف، اساتید از تدریس محروم می شوند. استاد در کلاس درس مجبور است به دلیل برخورد مدیران دانشگاه، تحقیقات خود را محدود کند. سلب امنیت اساتید رشد کیفی آموزش عالی را محدود کرده است. در نظام آموزشی ایران دانشجو نیز مجبور است در برابر قدرت تسلیم باشد. اعتراض دانشجویان اخراج آنان را از دانشگاه به همراه دارد. امروز ده ها دانشجو به دلیل ابراز عقیده و انتقاد از دولت در زندان هستند. دانشجویان منتقد همچنین امکان ورود به مراحل عالی تر آموزشی را ندارند. در حوزه وکالت نیز برخورد با وکلا، امنیت شغلی وکالت و کیفیت وکالت حقوقی و جزایی را از بین برده است. همچنین در حوزه فرهنگ- کتاب، مطبوعات و فیلم- با روی کار آمدن دولت آقای محمود احمدی نژاد شاهد سانسور بیشتر هستیم.
دادگاه ها در ایران بسیاری از نشریات و روزنامه ها را به دلیل انتقاد از وضع موجود و ابراز عقیده توقیف کرده اند. از همین رو عمر مطبوعات مستقل از دولت کوتاه است. مطبوعات در ایران باید برای انتشار از دولت مجوز بگیرند. منتقدان وضع موجود امکان دریافت مجوز انتشار روزنامه ندارند. روزنامه نگارانی به دلیل ابراز عقیده و انتقاد از دولت یا بیکار شده اند یا به زندان افتاده اند. روزنامه ای که من در آن کار می کردم به دلیل درج بیانیه یک گروه دانشجویی در خصوص حوادث غزه توقیف شد.
در سطح جامعه نیز که اکثریت آنان را جوانان تشکیل می دهند، تضییع حقوق مدنی مشاهده می شود. پلیس به صرف اینکه چند تار موی خانمی از روسری اش بیرون آمده، او را بازداشت می کند. رنگ و نوع لباس دختران و پسران جوان نیز توسط پلیس کنترل می شود.
سیاست ها و عملکردهای اقتصادی دولت نیز جامعه را با بحران مواجه کرده است. فعل و انفعالات مالی، فساد مالی و اداری شبکه کنترل نشده ای از ثروت را در کشور ایجاد کرده است. در چنین شرایطی دولت با تقویت و شکل گیری نهادهای مدنی مخالفت می کند. دفتر کانون مدافعان حقوق بشر که یک سازمان مردم نهاد در ایران است در اول دی ماه و در جشن سالروز تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر پلمپ شد.
تبعیض میان شهروندان و نپذیرفتن حقوق و جایگاه مساوی بدون تبعیض- از جمله جنسی و مذهبی- از طریق تصویب قوانین و برخورد دولتمردان مشاهده می شود. به احزاب منتقد وضع موجود اجازه فعالیت نمی دهند. روحانیان حاکم از طریق ولی فقیه حکومت را حق خود می دانند. اصل تساوی شهروندان در برابر قانون، مورد قبول آنان نیست و آنها خواهان اطاعت محض از یگ گروه و یک برداشت از اسلام هستند. این روحانیان فاقد درک امور امروزی در سیاست، فرهنگ و اقتصاد هستند.
رشد صنایع نظامی و نظامی گری با عملکردهای غلط کشورهایی در قبال ایران شدت گرفته است. تهدید برای حمله نظامی به ایران، امنیت انسانی ایرانیان راخدشه دار کرده است. در چنین فضایی، زیستن برای طبقه متوسط غیرقابل تحمل شده است. نیروهای متخصص تمایل دارند از کشور خارج شوند. احساس همبستگی جامعه با گسترش خشونت در حال کاهش است.
با این حال من به آینده کشورم خوشبین هستم. پيامد تحولات اخیر سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در ایران نشان از تولد یک حرکت سالم و آینده ساز دارد. ایران در حال حاضر وارد مرحله ای از تحول خواهي، نوسازي و دموکراسي خواهي شده است. تجربه آرام «دموکراسي حداقلي ملي» پیش روی ماست.
با سپاس از صبرتان و ابراز خوشحالی از اینکه توانستم از طریق ویدئو با شما سخن بگویم.



send page email page     print version print


                   


کانون مدافعان حقوق بشر
عضو فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر