logo_kanoon


ابعاد مختلف سانسور در ایران
امیرحسن چهل‌‌تن:
سیاست‌ها در جهت خفه کردنِ کتاب من است
يکشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۵ - ۰۱ ژانويه ۲۰۱۷

cheheltan.jpg
امیرحسن چهل‌‌تن در گفت‌وگو با خبرگزاری کار ایران (ایلنا)، ابعاد مختلف سانسور در ایران را مورد بحث قرار داده و از چرایی حذف کتاب‌هایش در کتابخانه ملی سخن گفته است.
آقای چهل‌تن در این گفت‌وگو می‌گوید: «سیاست‌ها در جهت خفه کردنِ کتاب من است. سیاست‌هایی که باعث هدر رفتن بسیاری از استعدادها و فرصت‌ها شده است، سیاست‌هایی که در جهت ناآگاه نگاه داشتن مردم عمل می‌کند و ضایعات به بار می‌آورد چون مدام آدرس‌های غلط به جوانانی که به ادبیات علاقه دارند می‌دهد. باز تأکید می‌کنم که تهران را حدوداً استثنا کنیم. وضعیت بقیه‌ی شهرستان‌ها اصلا خوب نیست. شما وقتی به شهرهای بزرگی مثل اصفهان، شیراز، تبریز و مشهد می‌روید، می‌بینید که کتابفروشی‌ای که بتوان اسم آن را کتاب‌فروشی گذاشت، در این شهرها یکی دو تا بیشتر نیست. وضعیت اسفناکی به وجود آمده است.»
این نویسنده در ادامه می‌افزاید: «من چند وقت پیش به کتابخانه‌ی ملی سر زدم و خواستم ببینم که کتاب‌های من در کتابخانه‌ی ملی موجود است که جستجو کردم و دیدم نیست! چند نفر دیگر را که از من قدیمی‌تر هستند جستجو کردم و دیدم که کتاب‌های آنها هم نیست. این کتابخانه‌ی ملی است، حالا ببینید وضعیت بقیه‌ی کتابخانه‌ها چطوری‌ست؟»

آقای چهل‌تن با بیان اینکه می‌گویند کتابخوانی را باید از مدارس شروع کرد، می‌افزاید: «سؤالی که بلافاصله بعد مطرح می‌شود این است که ما با چه‌ کتاب‌هایی می‌خواهیم بچه‌ها را کتابخوان کنیم. این سوال خیلی مهم است. آیا کتاب‌های ایدئولوژیک است که یک چیز بخصوص را تبلیغ کند یا کتابی که ادبیات و قصه باشد؟

او در ادامه می‌گوید: «بنابراین فاجعه ابعاد خیلی بزرگتری دارد . یک طرف این ماجرا سانسور است. سانسوری که من کتاب را می‌دهم و اجازه‌ی انتشار نمی‌گیرد یک بخش کوچکی از سانسور است. سانسور بزرگتر را رادیو و تلویزیون با حذف نام من ادامه می‌دهد. کتابخانه‌ی ملی با حذف کتاب‌های منتشر شده‌ی من سانسور را گسترده‌تر می‌کند. ما نباید فکر کنیم که سانسور فقط مجوز دادن یا ندادن به کتاب است. در بخش‌های دیگر این سانسور با بایکوت کردن عده‌ی زیادی از نویسندگانی که به نظر من، نویسندگان واقعی این مملکت هستند، گسترده می‌شود. تمام این نویسندگان را می‌شناسیم. از هدایت به اینطرف. متأسفانه با ادبیات چنین رفتاری می‌شود.»
آقای چهل‌تن می‌افزاید: «من فکر نمی‌کنم که تلوزیون هرگز تصویری از هوشنگ گلشیری نشان داده باشد. شما به خودمان که ساکن تهران هستیم نگاه نکنید که ممکن است سری به خیابان انقلاب و کریمخان بزنیم و آدم‌ها را بشناسیم و کتاب‌ها را ببینیم. شما حساب کنید که ایران یک کشور 80 میلیونی است پر از شهرهای کوچک و روستاهایی که نگاه ساکنانش فقط به تلویزیون است. این تلویزیون وقتی کسی را شاعر معرفی می‌کند، کسی که در روستا زندگی می‌کند فکر می‌کند که شاعری یعنی همین و می‌رود کتاب او را می‌خرد.»
این نویسنده در ادامه می‌گوید: «گاهی تلویزیون برنامه‌هایی پخش می‌کند که کسی شعر می‌خواند و اسمش را پایین صفحه نوشته. من از خودم می‌پرسم آیا ما در دو دنیای جدا زندگی می‌کنیم؟ دنیایی که تلویزیون معرفی می‌کند و دنیایی که ما در بیرون شاهد آن هستیم. در کتابخانه‌ی ملی به سالن ادبیات کودکان رفتم و دیدم عکس‌هایی به دیوار زده‌اند به عنوان نویسندگان مطرح کودک که من خیلی از آنان را نمی‌شناختم و تنها اسم برخی از آنان را شنیده بودم یا در روزنامه و مجلات به آن برخورده بودم.»
آقای چهل‌تن در بخش دیگری از این گفت‌وگو می‌گوید: «وقتی تیراژ کتاب در بهترین حالت سه هزار نسخه باشد، معنی‌اش این است که نبودِ آن کتاب، سه هزار آدم را اذیت می‌کند. بنابراین مسئله‌ی یک اقلیت مطرح است. خودِ این موضوع اشکال دارد که چرا باید ادبیات برای عده‌ی معدودی حساسیت برانگیز باشد؟
به مردم بدنه جامعه ما خوراک فرهنگی داده می‌شود، آن‌ها حق انتخابی ندارند. در واقع این سیستم خوراک دهی هدایت شده است و بیشتر به نظر می‌رسد که می‌خواهند کارخانه‌ی احمق‌سازی را در مملکت فعال کنند. بنابراین باید نویسنده‌ها و آثارِ آنان حذف شود. روشنفکران کار خودشان را که همان تولید فکر است می‌کنند و نویسندگان کار خود را که تولید ادبیات است انجام می‌دهند و محصول کارشان را در کتابفروشی‌های شهر می‌بینید و اتفاقاً به خاطر همین حضور قوی است که موانع ایجاد می‌شود. اگر فعالیت نویسندگان و روشنفکران ما این حجم را نداشت، به نظرشان نمی‌رسید که جلوی این فعالیت‌ها را بگیرند.»



برگرفته از: خبرگزاری کار ایران (ایلنا)، نوا ذاکری

send page email page     print version print


                   


نظر شما؟

نام:

عنوان:

نظر:
codeimgکد را اينجا وارد کنيد:


کانون مدافعان حقوق بشر
عضو فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر