logo_kanoon


چرا جمهوری اسلامی ایران از زنان می ترسد؟
پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۴ - ۱۷ دسامبر ۲۰۱۵

شیرین عبادی- نرگس محمدی

سالهاست که زنان ایران برای دستیابی به حقوق برابر در تلاش هستند و هزینه های زیادی را پرداخته اند. اما قدرت حاکم همواره از دستیابی زنان به حقوق برابر و ایجاد فرصت های برابر برای زنان طفره رفته و البته برخی از نهادها و مسئولان به صراحت از تبعیض علیه زنان دفاع نموده و توجیهات مختلفی در این زمینه کرده اند.
حکومت ایران حقوق زنان را با حقوق مردان برابر نمی داند و در توجیه سیاست های تبعیض آمیز خود زنان را افرادی ناتوان و فاقد صلاحیت لازم می داند. از جمله طبق قانون مجازات اسلامی که پس ار انقلاب ۱۳۷۹ به تصویب رسید ارزش جان زن نیمی از ارزش جان مرد است یعنی اگر خواهر و برادری در خیابان مورد حمله مهاجم قرار گرفته و صدمه ببینند خسارتی که به مرد می دهند دو برابر خسارت زن است. شهادت دو زن در دادگاه برابر با شهادت یک مرد است. یک مرد می تواند چهار همسر اختیار کند و بسیاری قوانین تبعیض آمیز دیگر. همچنین اعمال تبعیض در انتخاب رشته های دانشگاهی، صالح ندانستن زنان برای احراز کرسی قضاوت، رد صلاحیت زنان داوطلب برای احراز مقام ریاست جمهوری و تبعیض آشکار در مشاغل و … از جمله مواردی است که دلیل آن ، ناتوانی زنان به لحاظ جسمی و روانی عنوان شده است. حال ببینیم در نظامی که زنان از داشتن حقوق برابر به دلیل ناتوانی و عقب ماندگی و فرودستی از آن محروم می شوند در اعمال مجازات ها در مورد زنان، حکومت چه دیدگاهی دارد؟ آیا در این مورد هم زنان را کم توان (از نظر جسمی و روانی) فرض می کند یا خیر؟
در سیستم حقوقی، که حقوق یک زن کمتر از مرد است مسوولیت وی بیشتر است. طبق قانون مجازات اسلامی مسوولیت کیفری در دختران از ۹ سالگی و در پسران از پانزده سالگی شروع می شود. یعنی دختران شش سال زودتر از پسران واجد مسوولیت کیفری شده و مانند یک فرد بالغ باید مجازات خطاهای خود را متحمل شوند.
در عمل نیز دادگاهها با زنان با شدت بیشتری برخورد می کنند. نگاهی به محاکمات و مجازات های سنگین علیه زنان فعال سیاسی- مدنی، سیاست یک و بام و دو هوای حکومت ایران را آشکار می سازد. دادگاههای ایران در امر مجازات زنان فعال سیاسی – مدنی نه تنها زنان را برای تحمل کیفرهای سنگین و طاقت فرسا، به لحاظ جسمی و روانی ناتوان تصور نمی کنند و نه تنها همسنگ و هم وزن مردان همکار و هم گروهشان و برابر با آنها مجازات تعیین میکنند بلکه گاه پا را فراتر نهاده و در برخی موارد احکامی سنگین تر و سخت گیرانه تر برای زنان صادر کرده و اغلب نگاهی تبعیض آمیز در اعمال شرایط سخت تحمل حبس برای زنان در زندانها دارند. به عنوان مثال زینب جلالیان دختر جوانی که هم اکنون در زندان است به علت هواداری از گروهی که معتقد به استقلال کردستان است، محکوم به حبس ابد شده است. بهاره هدایت نمونه دیگری است، دختر جوانی که نماینده دانشجویان است و در هفته اول ازدواج عاشقانه اش دستگیر شد و در یک دادرسی غیر عادلانه به شش سال حبس محکوم شد ولی پس از اتمام مدت زندان مجددا دادگاه محکومیت دیگری برای وی صادر کرد که به موجب آن باید دو سال دیگر در زندان بماند. نمونه هایی از این قبیل فراوان است. اما علت این تضعیف مضاعف و ستم شدیدی که در ایران بر زنان می رود چیست؟ از دیدگاه حکومت، عرصه سیاست در ایران عرصه ای مردانه است که البته محدوده و مرز مشخصی حتی برای مردان جامعه دارد و تعرض از این منطقه مستوجب مجازات است؛ اما مسئله اینجاست که با ورد زنان به عرصه عمومی و سیاست نه تنها چالش با قدرت و عبور از منطقه ممنوعه حکومت و گاها رویارویی با قدرت حاکم مطرح می گردد، بلکه چالش با ایدئولوژی مردسالار حاکم بر نظام اسلامی نیز به طور خاص مطرح می گردد. در واقع باید گفت زن فعال عرصه مدنی و سیاسی از نظر حکومت مرتکب دو جرم شده است یکی از وظیفه مادری و همسری خود که نقش مهم و اساسی زن از دیدگاه مردسالار حکومت اسلامی است، غفلت نموده و به جای حضور در خانه به ظاهر مقدس و عرصه خصوصی به عرصه عمومی آن هم در حوزه نقد قدرت پا گذاشته، از طرفی با نقد قدرت و حکومت، حریم تعیین شده توسط حکومت را در هم شکسته و لذا مستحق اعمال مجازات سختگیرانه تر است.
در چنین شرایطی زنان ایران دست در دست یکدیگر در اعتراض به قوانین تبعیض آمیز ناشی از فرهنگ پدر سالار لحظه ای دست از مبارزه بر نمی دارند. در حال حاضر بیش از پنجاه زن به خاطر اعتراضات مسالمت آمیز در زندان بسر می برند و زنان بیرون از زندان همگام با آنان در راه ایجاد دنیایی بهتر برای همگان ـ زن و مردـ تلاش می کنند. حکومت به خوبی می داند که پیروزی زنان مقدمه دموکراسی در ایران است و به همین دلیل سعی در سرکوب زنان دارد و علت دیگر سختگیری های حکومت آن است که جنبش فمنیستی حتی در منازل بنیادگرایان صاحب قدرت نیز نفوذ کرده و آنان می دانند که پیروزی زنان تغییرات شگرفی را در عرصه های سیاسی و اجتماعی به دنبال خواهد داشت.

*شیرین عبادی رئیس کانون مدافعان حقوق بشر و نرگس محمدی نایب رئیس و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر قبل از اعزام ناگهانی نرگس محمدی به زندان مقاله ای نوشته بودند که در تاریخ چهارم نوامبر در روزنامه لارپوبلیکا در ایتالیا چاپ شد.



برگرفته از: مرکز حامیان حقوق بشر

send page email page     print version print


                   


نظر شما؟

نام:

عنوان:

نظر:
codeimgکد را اينجا وارد کنيد:


کانون مدافعان حقوق بشر
عضو فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر